من هستم اینجا کناره اقاقیها-پنجره را باز کن...
من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد،آرام،آرام
پری کوچک غمگینی که
شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه بدنیا خواهد آمد.
تو احتیاج جدا نا پذیر عمر منی اگر چه دور ترینی اگر چه بی خبری
|
+|
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 توسط پری تنها
|
| ارسال به دوستان